ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
992
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
منصوب بود و در كمال رعيتپرورى و عدالت گسترى سلوك مىنمود . در ايّام فتور آذربايجان از تطاولات روسيه بىايمان ، اهالى بسطام با او بىاندامىها به عمل آوردند و معزى اليه و اتباعش را از آن ولايت بيرون كردند . بعد از رحلت خاقان مغفور به زيارت عتبات عاليات رفته از آنجا به ملك اسلامبول شتافت و از پادشاه ذىجاه روم التفات و احترام تمام يافت [ و ] با توقيع سيورغالات باز به آن ارض فيض آيات آمده ، آرام يافت . « يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً » « 1 » بيستم : نوّاب اسماعيل ميرزا « 2 » از بطن تركمانيّه دشت است و مدتى از حكم داراى زمان ، حاكم ترشيز و بسطام و بدشت . شاهزادهء سليم النفس با وقارى است و در مرحله شجاعت در ميان اهل سلاح با اعتبار . اكثر اوقات در دشت تركمان به نفس نفيس مردانگىها كردى و نبردها به عمل آوردى . جدال او با جماعت روسيه در ايّام فترت آذربايجان ، به رشادت او دليلى واضح و برهانى لايح است . در بدايت سنّ شباب در اوقاتى كه نوّاب شجاع السلطنه العليّه حسن على ميرزا روى به عزيمت خراسان داشت ، چون شاهزاده معزى اليه مربّاى تربيت [ او ] بود ، چند صباحى او را در دار الخلافه طهران به خدمت نيابت خويش گذاشت و پس از آن در ولايت ترشيز به حكومت برگماشت . معزىاليه نيز رفتارى به عدالت كرد تا از حكومت بسطام نام برآورد . اكنون در جرگ محبوسين اردبيل « 3 » است و بازماندگانش با دلى خونريز . بيست و يكم : نوّاب على رضا ميرزا « 4 » برادر صلبى و بطنى سلطان الموحّدين محمد رضا ميرزاست و در مراحل طراوت و خوش مشربى بىهمتا . به غايت مايل عيش و نشاط و همواره طالب ارباب عشرت و انبساط . اوقات شبان و روزانش صرف اقداح راح است و هر اوضاعى كه از لوازم اقداح
--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 73 . ( 2 ) . تولد : شب جمعه چهاردهم شعبان المعظم سنه 1217 ( اكسير التواريخ ، ص 211 ) . ( 3 ) . ملى : « تبريز » ( 4 ) . تولّد : ششم ذىقعده الحرام سنه 1218 ( همان ، ص 212 )